فهرست عناوین
- مقدمه
- چرا کاهش اثرات مخرب کلر اهمیت دارد؟
- شناخت مسیرهای انتشار کلر و تماس انسان با آن
- بهینه سازی مقدار کلر در تصفیه آب و فاضلاب
- کاهش تشکیل محصولات جانبی کلرزنی
- خنثی سازی کلر باقیمانده پیش از تخلیه پساب
- کنترل انتشار کلر در کارخانه ها و تاسیسات صنعتی
- حفاظت از کارکنان و کاهش تماس شغلی با کلر
- کاهش خطر کلر در خانه، استخر و مراکز عمومی
- حفاظت از اکوسیستم های آبی، خاک و گیاهان
- برنامه جامع کاهش ریسک کلر از خرید تا دفع نهایی
- پایش، سنجش و مدیریت داده های مربوط به کلر
- نتیجه گیری
نوشته شده توسط شرکت صنایع کلر ایران
منتشر شده توسط شرکت صنایع کلر ایران
تاریخ انتشار مقاله : 08-06-1405
تاریخ بروزرسانی مقاله : 08-06-1405
تعداد کلمات : 3200
آدرس مقاله : لینک مقاله
راهکارهای کاهش اثرات مخرب کلر بر محیط زیست و سلامت انسان

مقدمه
کلر یکی از مهم ترین مواد مورد استفاده در گندزدایی آب، تصفیه فاضلاب، صنایع شیمیایی، تولید مواد شوینده، استخرها و بسیاری از فرایندهای صنعتی است. قدرت بالای این ماده در از بین بردن بسیاری از میکروارگانیسم های بیماری زا باعث شده است که حذف کامل آن از بسیاری از کاربردها نه منطقی باشد و نه حتی از نظر بهداشتی امکان پذیر. با این حال همین خاصیت واکنش پذیری بالا می تواند در صورت مصرف نادرست، انتشار کنترل نشده یا ورود مقدار زیاد کلر به محیط، برای انسان و اکوسیستم مشکل ایجاد کند.
اثرات مخرب کلر فقط به استنشاق گاز کلر محدود نمی شود. محلول های هیپوکلریت، کلر باقیمانده موجود در پساب، کلرامین ها، ترکیبات حاصل از واکنش کلر با مواد آلی و حتی خطاهای ساده هنگام نگهداری و مصرف مواد شوینده می توانند مسیرهای متفاوتی برای ایجاد خطر باشند. به همین دلیل کاهش اثرات مخرب کلر بر محیط زیست و سلامت انسان نیازمند مجموعه ای از اقدامات هماهنگ است.
بهترین روش، استفاده از کمترین مقدار موثر کلر در کنار کنترل دقیق فرایند است. جلوگیری از نشت، کاهش مواد آلی پیش از کلرزنی، خنثی سازی کلر باقیمانده، تهویه مناسب، آموزش کارکنان، استفاده از تجهیزات مقاوم و پایش مداوم از مهم ترین ابزارهایی هستند که می توانند خطر را بدون از بین بردن مزایای گندزدایی کاهش دهند.
چرا کاهش اثرات مخرب کلر اهمیت دارد؟
کلر ماده ای بسیار واکنش پذیر است. همین ویژگی باعث می شود بتواند در مدت کوتاهی بسیاری از عوامل بیماری زا را غیرفعال کند، اما در عین حال ممکن است با بافت های زنده و مواد موجود در محیط نیز واکنش نشان دهد. بنابراین مرز میان استفاده مفید و ایجاد آسیب تا حد زیادی به مقدار مصرف، مدت تماس و شرایط محیط بستگی دارد.
در محیط های کاری، استنشاق گاز کلر می تواند چشم، بینی، گلو و دستگاه تنفسی را تحریک کند. افزایش مقدار مواجهه می تواند سرفه شدید، احساس فشار در قفسه سینه و مشکلات تنفسی ایجاد کند. تماس محلول های غلیظ هیپوکلریت با پوست یا چشم نیز خطر سوختگی شیمیایی و آسیب بافتی دارد.
در محیط زیست، مسئله شکل دیگری پیدا می کند. موجودات آبزی می توانند نسبت به کلر باقیمانده بسیار حساس باشند. اگر پساب کلرزنی شده بدون کنترل وارد رودخانه، دریاچه، کانال یا محیط ساحلی شود، امکان آسیب به ماهی ها، بی مهرگان، لاروها و دیگر موجودات وجود دارد.
بنابراین مدیریت کلر نباید فقط با هدف جلوگیری از حوادث بزرگ انجام شود. کاهش انتشارهای کوچک و مداوم، اصلاح مصرف روزمره و جلوگیری از تولید غیرضروری ترکیبات جانبی نیز بخش مهمی از مدیریت پایدار کلر است.
شناخت مسیرهای انتشار کلر و تماس انسان با آن
برای کاهش خطر ابتدا باید مشخص شود کلر از چه مسیری می تواند به انسان یا محیط برسد. در صنایع، نشت از شیر، فلنج، شیلنگ، مخزن، سیلندر، پمپ و خطوط انتقال از مهم ترین مسیرهای انتشار محسوب می شود. خرابی تجهیزات یا اشتباه هنگام اتصال و تخلیه نیز ممکن است آزاد شدن ناگهانی مقدار زیادی ماده را به دنبال داشته باشد.
در محیط های بسته، تهویه نامناسب می تواند یک انتشار نسبتا کوچک را به خطر جدی تبدیل کند. گاز کلر از هوا سنگین تر است و ممکن است در نقاط پایین، کانال ها، چاله ها یا فضاهای کم ارتفاع تجمع پیدا کند. بنابراین طراحی تهویه تنها بر اساس گردش عمومی هوا همیشه کافی نیست. توجه به این مسیرهای مواجهه برای شناخت پیامدهای تماس طولانی مدت انسان با کلر و ترکیبات کلردار نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا تماس های مکرر حتی اگر شدت هر مواجهه بالا نباشد، می توانند در ارزیابی خطرات شغلی و محیطی مورد توجه قرار گیرند.
مسیر دیگری از تماس در استفاده از آب ژاول و مواد شوینده حاوی هیپوکلریت ایجاد می شود. ترکیب این مواد با بعضی پاک کننده های اسیدی یا محصولات حاوی آمونیاک می تواند گازها و بخارات بسیار تحریک کننده و خطرناک تولید کند.
در آب و فاضلاب نیز انتشار بیشتر به شکل کلر آزاد، کلر ترکیبی یا ترکیبات حاصل از کلرزنی اتفاق می افتد. شناخت این تفاوت ها اهمیت دارد، زیرا روش کنترل یک نشت گازی با روش کاهش کلر باقیمانده در پساب کاملا متفاوت است.
بهینه سازی مقدار کلر در تصفیه آب و فاضلاب
یکی از موثرترین راهکارهای کاهش اثرات مخرب کلر، جلوگیری از مصرف بیش از نیاز است. افزودن مقدار بیشتر کلر همیشه به معنی گندزدایی بهتر نیست. مقدار مناسب باید بر اساس کیفیت آب، دما، pH، کدورت، مقدار مواد آلی، آمونیاک، زمان تماس و نیاز واقعی فرایند تعیین شود.
آبی که مواد آلی یا ترکیبات واکنش پذیر بیشتری دارد، بخشی از کلر افزوده شده را پیش از انجام گندزدایی مصرف می کند. به همین دلیل استفاده از یک دوز ثابت برای تمام شرایط سال ممکن است نتیجه مناسبی نداشته باشد. کیفیت آب خام در فصل بارندگی، خشکسالی یا هنگام افزایش مواد آلی می تواند تغییر کند.
استفاده از اندازه گیری پیوسته کلر باقیمانده و در صورت نیاز کنترل pH، کدورت و سایر شاخص های فرایندی امکان تنظیم دقیق تر تزریق را فراهم می کند. در سیستم های پیشرفته تر، مقدار تزریق می تواند به صورت خودکار با تغییر کیفیت آب تنظیم شود.
هدف باید ایجاد تعادل میان دو موضوع باشد: مقدار کلر نباید آن قدر کم باشد که گندزدایی ناقص شود و نباید آن قدر زیاد باشد که کلر باقیمانده یا محصولات جانبی غیرضروری افزایش پیدا کنند. این اقدامات می تواند خطرات را تا حد زیادی کاهش می دهد.

کاهش تشکیل محصولات جانبی کلرزنی
کلر پس از ورود به آب فقط با میکروارگانیسم ها واکنش نمی دهد. مواد آلی طبیعی موجود در آب نیز می توانند با ترکیبات کلردار واکنش دهند و گروهی از محصولات جانبی گندزدایی را تشکیل دهند. تری هالومتان ها و هالو استیک اسیدها از شناخته شده ترین گروه های این ترکیبات هستند.
یکی از بهترین روش های کنترل این مسئله، کاهش مواد پیش ساز قبل از مرحله کلرزنی است. انعقاد و ته نشینی مناسب، فیلتراسیون کارآمد، کربن فعال و بعضی روش های پیشرفته تصفیه می توانند مقدار مواد آلی قابل واکنش با کلر را کاهش دهند.
محل تزریق نیز اهمیت دارد. اگر کلر در مرحله ای وارد آب شود که هنوز مقدار زیادی ماده آلی وجود دارد، زمان بیشتری برای واکنش میان کلر و این مواد فراهم می شود. اصلاح ترتیب مراحل تصفیه در بعضی سامانه ها می تواند تشکیل محصولات جانبی را کاهش دهد.
مدت ماند آب در شبکه نیز باید مدیریت شود. آب ساکن در مخازن بزرگ، خطوط کم مصرف یا انتهای شبکه می تواند برای مدت بیشتری با مواد موجود واکنش داشته باشد. طراحی مناسب مخازن، حذف نقاط مرده، شستشوی برنامه ریزی شده خطوط و مدیریت گردش آب در این زمینه موثر است.
کاهش محصولات جانبی نباید با کاهش بی حساب گندزدایی انجام شود. کنترل میکروبی آب همچنان اولویت اصلی است و تغییر فرایند باید به شکلی انجام گیرد که ایمنی میکروبی قربانی کاهش مواد شیمیایی نشود.
خنثی سازی کلر باقیمانده پیش از تخلیه پساب
یکی از مهم ترین اقدامات زیست محیطی در تصفیه خانه ها، جلوگیری از ورود کلر باقیمانده اضافی به محیط های آبی است. کلری که برای گندزدایی فاضلاب استفاده شده ممکن است پس از پایان زمان تماس همچنان در پساب وجود داشته باشد.
در چنین شرایطی از فرایند کلرزدایی یا Dechlorination استفاده می شود. در این مرحله مواد کاهنده مناسب به جریان اضافه می شوند تا کلر آزاد و بخشی از کلر ترکیبی به گونه های کم خطرتر تبدیل شوند. ترکیبات سولفیتی از گزینه های متداول در تاسیسات تصفیه هستند و کربن فعال نیز در بعضی کاربردها استفاده می شود.
تزریق ماده خنثی کننده باید کنترل شده باشد. مقدار کم ممکن است بخشی از کلر را باقی بگذارد و مقدار بسیار زیاد بعضی مواد کاهنده نیز می تواند کیفیت پساب را از مسیر دیگری تحت تاثیر قرار دهد؛ برای مثال مصرف اکسیژن محلول یا تغییر شرایط شیمیایی آب.
به همین دلیل سنجش کلر قبل و بعد از خنثی سازی اهمیت زیادی دارد. هدف فقط افزودن یک ماده شیمیایی دیگر نیست، بلکه رسیدن به خروجی پایدار و مناسب برای محیط پذیرنده است.
در بعضی واحدها، داده های پایش به درستی ثبت نمیشود و اپراتور تنها بر اساس تجربه مقدار ماده خنثی کننده را تغییر می دهد. این روش در شرایطی که دبی یا کیفیت فاضلاب مرتب تغییر می کند قابل اعتماد نیست.
کنترل انتشار کلر در کارخانه ها و تاسیسات صنعتی
کاهش خطر در یک واحد صنعتی از طراحی تجهیزات آغاز می شود. انتخاب مخزن، شیر، واشر، اتصالات، پمپ و خطوط انتقال باید بر اساس نوع ماده، غلظت، دما و شرایط کار انجام شود. استفاده از تجهیز نامناسب ممکن است خوردگی، نشتی یا خرابی زودرس ایجاد کند.
سیستم های انتقال بهتر است تا حد امکان بسته باشند. کاهش انتقال دستی، استفاده از اتصال های استاندارد، نصب شیرهای قطع اضطراری و ایجاد حفاظت در برابر ضربه می تواند احتمال آزاد شدن ماده را کاهش دهد.
آشکارسازهای گاز در محل هایی که امکان نشت کلر وجود دارد نقش مهمی دارند. این تجهیزات باید در نقاط مناسب نصب و به شکل دوره ای آزمایش و کالیبره شوند. نصب حسگر بدون نگهداری منظم، احساس امنیت کاذب ایجاد می کند.
تهویه اضطراری، سامانه های جذب یا اسکرابر نیز در برخی تاسیسات بزرگ استفاده می شوند. هدف این تجهیزات جلوگیری از خروج مستقیم حجم بالای گاز به محیط و کاهش گستره حادثه است.
بازرسی پیشگیرانه اهمیت بیشتری از تعمیر پس از خرابی دارد. وضعیت خوردگی، نشتی های جزئی، عملکرد شیرها، اتصالات انعطاف پذیر، سیستم هشدار و تجهیزات اضطراری باید بر اساس برنامه مشخص بررسی شود.
حفاظت از کارکنان و کاهش تماس شغلی با کلر
کارکنانی که در واحدهای تولید، بسته بندی، تصفیه آب، استخر، آزمایشگاه یا مراکز نظافت فعالیت می کنند ممکن است بیش از سایر افراد با ترکیبات کلردار تماس داشته باشند. مهم ترین اصل در حفاظت شغلی این است که ابتدا خطر از طریق طراحی و کنترل مهندسی کاهش یابد و تجهیزات حفاظت فردی آخرین لایه دفاع باشد.
فرایندهای بسته، تهویه موضعی، آشکارساز گاز، شیرهای خودکار و محدود کردن حضور افراد در مناطق پرخطر از اقدامات اصلی هستند. سپس بر اساس نوع فعالیت می توان دستکش مقاوم، عینک ایمنی، محافظ صورت، لباس مناسب و تجهیزات حفاظت تنفسی را انتخاب کرد.
استفاده از ماسک یا تجهیزات تنفسی بدون شناخت نوع خطر کافی نیست. در نشت های شدید یا محیط هایی که غلظت ماده مشخص نیست، ورود افراد عادی با ماسک های ساده می تواند بسیار خطرناک باشد. عملیات باید توسط نیروهای آموزش دیده و با تجهیزات متناسب انجام شود.
آموزش کارکنان باید عملی باشد. فرد باید بداند در صورت هشدار حسگر، مشاهده نشت، پاشش ماده یا تماس چشمی دقیقا چه کاری انجام دهد. کارکنان باید بدانند چه زمانی باید از محل دور شوند و چه زمانی ورود به منطقه خطرناک ممنوع هستند.
دوش اضطراری، چشم شوی، مسیر خروج مناسب و امکان اعلام سریع حادثه نیز باید در محل های مورد نیاز پیش بینی شود.
کاهش خطر کلر در خانه، استخر و مراکز عمومی
بخش قابل توجهی از تماس های قابل پیشگیری با مواد کلردار نه در کارخانه، بلکه هنگام نظافت روزمره اتفاق می افتد. یکی از خطرناک ترین اشتباهات، مخلوط کردن آب ژاول با دیگر شوینده ها است.
هیپوکلریت نباید به صورت خودسرانه با جرم گیرهای اسیدی، پاک کننده های توالت، آمونیاک یا ترکیبات ناشناخته مخلوط شود. واکنش این مواد می تواند گازهای تحریک کننده ایجاد کند و در فضای کوچک مانند حمام یا سرویس بهداشتی خطر بیشتری داشته باشد.
در بسیاری از شرایط معمول خانگی، تمیز کردن مکانیکی با آب و شوینده مناسب می تواند بخش زیادی از آلودگی را حذف کند و استفاده مداوم از ضدعفونی کننده قوی برای تمام سطوح ضروری نیست. هنگامی که ضدعفونی لازم است، مقدار مصرف باید مطابق مشخصات محصول انتخاب شود.
تهویه فضای داخلی هنگام استفاده اهمیت زیادی دارد. ظروف نیز باید در بسته بندی اصلی، دارای برچسب و دور از دسترس کودکان نگهداری شوند. ریختن آب ژاول در بطری نوشیدنی یکی از رفتارهای بسیار خطرناک است.
در استخرها نیز کنترل مداوم شیمی آب بهتر از افزودن مقدار زیاد کلر به صورت مقطعی است. pH، بار آلودگی، تعداد شناگران و کیفیت گردش و فیلتراسیون بر مقدار مورد نیاز ماده ضدعفونی کننده اثر می گذارند.
حفاظت از اکوسیستم های آبی، خاک و گیاهان
محیط های آبی از حساس ترین بخش های طبیعت در برابر ورود کنترل نشده مواد کلردار هستند. آبشش ماهی ها، بافت لاروها و بدن بسیاری از بی مهرگان مستقیما با آب تماس دارد و به همین دلیل حتی مقادیر کم بعضی اکسیدکننده ها می تواند برای آنها اهمیت داشته باشد.
نخستین اقدام، جداسازی جریان های آلوده در داخل کارخانه است. آب شستشو، تخلیه مخازن، پساب فرایندی و رواناب حادثه نباید بدون ارزیابی وارد شبکه آب سطحی یا فاضلاب عمومی شوند.
ایجاد حوضچه جمع آوری اضطراری در اطراف مخازن و مناطق تخلیه می تواند از گسترش آلودگی جلوگیری کند. در صورت وقوع نشت، امکان جمع آوری و تصفیه کنترل شده بسیار بهتر از رها شدن محلول در خاک یا کانال آب است.
در مورد خاک نیز باید میان کلر فعال و یون کلرید تفاوت قائل شد. این دو از نظر رفتار شیمیایی یکسان نیستند. تجمع طولانی مدت نمک های کلریدی می تواند در برخی شرایط شوری خاک و کیفیت آب را تحت تاثیر قرار دهد، در حالی که گونه های فعال کلر معمولا واکنش پذیری بسیار بیشتری دارند.
حفاظت از محیط زیست زمانی موثر است که کنترل آلودگی قبل از خروج ماده از سایت انجام شود، نه زمانی که پساب وارد رودخانه یا خاک شده است.
برنامه جامع کاهش ریسک کلر از خرید تا دفع نهایی
مدیریت کلر زمانی بیشترین اثر را دارد که تمام چرخه استفاده از ماده دیده شود. تمرکز تنها بر مخزن ذخیره یا مرحله تزریق کافی نیست. خرید، حمل، تخلیه، انبارش، انتقال داخلی، مصرف، تولید پساب و واکنش اضطراری همگی بخشی از یک زنجیره هستند.
در مرحله خرید باید علاوه بر قیمت، غلظت و کیفیت ماده، نوع بسته بندی، شرایط حمل و میزان مورد نیاز واقعی بررسی شود. ذخیره حجم بسیار بزرگ از ماده برای مدت طولانی ممکن است موجودی خطرناک سایت را افزایش دهد. در مورد محلول هیپوکلریت، نگهداری طولانی، گرما و نور نیز می توانند باعث افت کیفیت و افزایش بعضی محصولات تجزیه شوند.
پس از ورود ماده، باید مسیر مشخصی برای تخلیه وجود داشته باشد. تجهیزات تخلیه باید با ماده سازگار بوده و اپراتور قبل از شروع انتقال از درست بودن اتصال ها مطمئن شود. ناحیه تخلیه نیز بهتر است امکان مهار نشتی داشته باشد.
در مرحله مصرف، کنترل مقدار تزریق اهمیت اصلی دارد. تزریق باید متناسب با نیاز واقعی انجام شود و اطلاعات فرایندی مانند دبی، pH، کیفیت آب و مقدار کلر باقیمانده در تصمیم گیری مورد استفاده قرار گیرد.
پساب، آب شستشو و مواد باقی مانده نیز باید جزئی از طراحی باشند. کارخانه ای که فقط برای ورود ماده برنامه دارد اما برای خروج پساب آلوده برنامه مشخصی ندارد، چرخه مدیریت ریسک را کامل نکرده است.
آمادگی اضطراری لایه آخر این سیستم است. سناریوهای محتمل باید از قبل تعریف شوند. پارگی شیلنگ، نشتی شیر، خرابی پمپ، پاشش ماده، آزاد شدن گاز و قطع برق هر یک ممکن است واکنش متفاوتی نیاز داشته باشند. تمرین دوره ای کمک می کند واکنش افراد هنگام حادثه وابسته به تصمیم گیری لحظه ای نباشد.
جدول زیر مهم ترین نقاط کنترل را در یک برنامه جامع کاهش اثرات مخرب کلر نشان می دهد:
| حوزه کنترل | خطر اصلی | راهکار پیشگیرانه | شاخص مورد پایش | اقدام اصلاحی |
|---|---|---|---|---|
| خرید و تامین | ذخیره بیش از نیاز یا ماده نامناسب | خرید متناسب با مصرف و کنترل مشخصات ماده | موجودی، غلظت و مدت نگهداری | اصلاح برنامه خرید و گردش موجودی |
| حمل و تخلیه | نشت یا پارگی اتصال | اتصال استاندارد و مهار ثانویه | سلامت شیلنگ، شیر و اتصال | توقف انتقال و ایمن سازی منطقه |
| انبارش | نشت، تجزیه ماده یا واکنش ناخواسته | محیط مناسب و جداسازی مواد ناسازگار | دما، وضعیت مخزن و نشتی | انتقال ایمن یا تعمیر تجهیز |
| تزریق و مصرف | مصرف بیش از نیاز | دوزینگ متناسب با کیفیت و دبی | کلر باقیمانده و شرایط فرایند | تنظیم نرخ تزریق |
| محیط کار | استنشاق یا تماس مستقیم | تهویه، سیستم بسته و حفاظت فردی | غلظت گاز و وضعیت تهویه | تخلیه محل و رفع منبع انتشار |
| تصفیه فاضلاب | کلر باقیمانده در خروجی | کلرزدایی کنترل شده | کلر خروجی و کیفیت پساب | اصلاح دوز ماده خنثی کننده |
| محیط پذیرنده | آسیب به موجودات آبزی | کنترل خروجی پیش از تخلیه | کیفیت آب و نشانه های زیستی | توقف یا کاهش تخلیه و بررسی منبع |
| شرایط اضطراری | انتشار گسترده یا تماس انسانی | طرح واکنش، آموزش و مانور دوره ای | زمان واکنش و عملکرد تجهیزات | تخلیه، ایزوله سازی و اجرای برنامه اضطراری |
اجرای چنین برنامه ای زمانی موثر است که مسئولیت هر مرحله مشخص باشد. وجود تجهیزات پیشرفته بدون تعیین مسئول بازرسی، ثبت نتایج و پیگیری خرابی ها نمی تواند به تنهایی ایمنی ایجاد کند.
پایش، سنجش و مدیریت داده های مربوط به کلر
هر برنامه کاهش آلودگی بدون اندازه گیری، در عمل بر حدس و تجربه متکی خواهد بود. پایش باید متناسب با نوع کاربرد طراحی شود. در تصفیه آب و فاضلاب، کلر آزاد، کلر کل، pH، دبی و برخی شاخص های کیفیت آب می توانند اطلاعات مهمی درباره وضعیت فرایند ارائه دهند. این موضوع از مرحله تامین ماده نیز اهمیت دارد و برای مجموعه هایی که خرید کلر نیرو کلر اصفهان 65 درصد یا محصولات مشابه را بررسی می کنند، توجه به مشخصات فنی، غلظت واقعی و کیفیت هر محموله می تواند به تنظیم دقیق تر مقدار مصرف کمک کند.
در محیط کار، آشکارسازهای ثابت و قابل حمل برای شناسایی انتشار گاز اهمیت دارند. حسگرها باید متناسب با محدوده مورد انتظار انتخاب شوند و برنامه مشخصی برای آزمون عملکرد و کالیبراسیون آنها وجود داشته باشد.
ثبت اطلاعات نیز به اندازه اندازه گیری اهمیت دارد. اگر مشخص شود مقدار مصرف کلر در یک ماه بدون تغییر دبی افزایش یافته است، این موضوع می تواند نشانه تغییر کیفیت آب، خرابی تجهیزات یا تنظیم نادرست سیستم باشد.
تحلیل روند داده ها امکان شناسایی مشکل پیش از وقوع حادثه را فراهم می کند. افزایش تدریجی دفعات هشدار، مصرف بیشتر ماده خنثی کننده یا افت مداوم کیفیت محلول ذخیره شده همگی می توانند هشدار اولیه باشند.
پایش محیطی نیز در واحدهایی که پساب آنها وارد محیط طبیعی می شود اهمیت دارد. بررسی تنها یک نمونه خروجی ممکن است تغییرات ساعتی یا روزانه را نشان ندهد، بنابراین برنامه نمونه برداری باید با ماهیت فرایند هماهنگ باشد.
نتیجه گیری
کاهش اثرات مخرب کلر بر محیط زیست و سلامت انسان به معنی کنار گذاشتن این ماده نیست. کلر همچنان یکی از ابزارهای مهم گندزدایی و کنترل عوامل بیماری زا محسوب می شود، اما استفاده ایمن از آن نیازمند مدیریت دقیق مقدار مصرف و تمام مراحل چرخه زندگی ماده است.
نخستین اصل، جلوگیری از مصرف بیش از نیاز است. کنترل مواد آلی پیش از کلرزنی، تنظیم مقدار تزریق بر اساس شرایط واقعی، کاهش زمان ماند غیرضروری آب و استفاده از سیستم های پایش می تواند تشکیل کلر باقیمانده و محصولات جانبی را محدود کند.
در بخش صنعتی، طراحی صحیح مخازن و خطوط، تهویه مناسب، حسگرهای گاز، تعمیرات پیشگیرانه، جداسازی مواد ناسازگار و آموزش کارکنان از مهم ترین اقدامات هستند. در تصفیه فاضلاب نیز کلر باقیمانده باید پیش از ورود به محیط های حساس بررسی و در صورت نیاز خنثی شود.
در خانه و مراکز عمومی، ساده ترین اقدامات مانند مخلوط نکردن آب ژاول با سایر پاک کننده ها، استفاده در فضای دارای تهویه و نگهداری در ظرف اصلی می توانند از بسیاری از تماس های خطرناک جلوگیری کنند.
در نهایت، مدیریت موفق کلر زمانی شکل می گیرد که سلامت انسان، کیفیت آب، حفاظت از اکوسیستم و نیاز واقعی به گندزدایی در کنار یکدیگر دیده شوند. استفاده کمتر اما دقیق تر، پایش بهتر و جلوگیری از انتشار در مبدا، مسیری عملی برای حفظ مزایای کلر و کاهش پیامدهای ناخواسته آن است.


